عشق بهترین نغمه در موسیقی زندگی است.
دوست عزیزم! وقتی به مشکلی برخورد میکنی بزرگترین تراژدی زندگی انسانی اینه که :
همسرم با صدای بلند گفت: “تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه
بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟” روزنامه را به کناری انداختم و بسوی
آنها رفتم. تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده میآمد؛ اشک در چشمهایش پر شده
بود. ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت. آوا دختری زیبا و برای سن
خود بسیار باهوش بود. گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم: “چرا چند
تا قاشق گنده نمیخوری؟ فقط بخاطر بابا عزیزم.” بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ، عشقی است آسمانی . . . روزت مبارک معلم مهربان و استاد گرامی (همسر مهربانمممممممممممممم)
اما "گذشته" ام بدجور درد میکند !
![]()
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭرﮐﻨﯽ ؛
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒــــﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﮐﺴـــﺎﻧﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﯾــــــﻮﺍﺭ ﺭا بشکند ... !!!![]()
نخست خودت را ببوس و خدا را شکر کن
چون زندهای و در حال تغییر!!!!
مطمئن باش بعد از حل مشکل، رشد خواهی کرد
دقت کردی مشکلات پنج سال پیش چقدر برایت ساده اند؟!! چون رشد کرده ای
داشته هامون رو قدر ندونستیم ، اما میخوایم نداشته ها رو بدست بیاریم ... ![]()
![]()
آوا کمینرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت: “باشه
بابا، میخورم، نه فقط چند قاشق، همه شو میخوردم. ولی شما باید..” مکث
کرد. ”بابا، اگر من تمام این شیربرنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟”
دست کوچک دخترم را که به طرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم: “قول میدم.”
بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم. ناگهان مضطرب شدم. گفتم: “آوا، عزیزم،
نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی. بابا از اینجور
پولها نداره. باشه؟”
“نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمیخوام.” و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن، عصبانی بودم.
وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد. همه ما به
او توجه کرده بودیم. آوا گفت: “من میخوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.”
تقاضای او همین بود. همسرم جیغ زد و گفت: “وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ
بندازه؟ غیرممکنه.” و مادرم گفت: “فرهنگ ما با این برنامههای تلویزیونی
داره کاملاً نابود میشه.” گفتم: “آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمیخوای؟ ما
از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین میشیم. خواهش میکنم، عزیزم، چرا سعی
نمیکنی احساس ما رو بفهمی؟” سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت: “بابا،
دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟” آوا اشک میریخت. “شما
به من قول دادی تا هرچی میخوام بهم بدی. حالا میخوای بزنی زیر قولت؟”
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش. مادر و همسرم
با هم فریاد زدن: “مگه دیوانه شدی؟” آوا، آرزوی تو برآورده میشه.
اوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود. صبح
روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون
بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم
دستی تکان دادم و لبخند زدم. در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و
با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت: “آوا، صبر کن تا من بیام.” چیزی که
باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع
اینه..
خانمیکه از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو
معرفی کنه گفت: “دختر شما، آوا، واقعاً فوق العاده ست” و ادامه داد: “پسری
که داره با دختر شما میره پسر منه. اون سرطان خون داره.” زن مکث کرد تا
صدای هق هق خودش رو خفه کنه. “در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه
بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمیدرمانی تمام موهاشو از دست داده. نمیخواست
به مدرسه برگرده. آخه میترسید هم کلاسیهاش بدون اینکه قصدی داشته باشن
مسخره ش کنن. آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت
کردن بچهها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمیکردم که اون موهای زیباشو فدای
پسر من کنه. آقا، شما و همسرتون از بندههای محبوب خداوند هستین که دختری
با چنین روح بزرگی دارین.”
سر جام خشک شده بودم.. گریهم گرفت!
فرشته کوچولوی من، تو به من درسی دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که اونجور که میخوان
زندگی میکنن؛ بلکه کسانی هستن که خواستههای خودشون رو بخاطر کسانی که
دوستشون دارن تغییر میدن.![]()
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .![]()
وقتي مردي شما رو
نخواد، هيچ چيز نمي توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه
داشتنش مجبوريد خيلي وقتا از خيلي چيزا بگذريد يا متوسل به دعا و حاجت شيد،
بدونيد كه رفتنيه!! وقتتون رو تلف نكنيد! اون حتي بعد از ازدواج با شما
نيز، مال شما نيست!
دست از
بهانه گيري به جهت رفتار يه مرد برداريد!اونا اصلاً به حرفاي شما گوش نمي
دن!! اين باعث مي شه به مرور شما رو يه زن نق نقو يا غرغرو بدونند و وقتي
داريد انتقاد مي كنيد به همه چيز فكر كنند جز حرفاي شما! اصولاً اگه از
رفتارشون شكايت داريد
بهتره بزاريد واسه يه فرصت ديگه! زماني كه به عشق شما معترفه و نمي تونه
به شما توجه نكنه!
يادتون باشه رفتار آرامتر، هميشه بهتره
هيچوقت
خودتون رو براي حفظ رابطه اي كه خودتون تشخيص مي ديد ارزشش رو نداره،
تغيير نديد. چون مدتها بعد، زماني كه تغيير كرديد و دلتون واسه خودتون تنگ
شد، مي فهميد شخصي كه روبروي شما ارزشش رو نداشته و اون زمان ديگه فرصتي
واسه جبران نيست
قبل از اينكه بفهميد واقعاً چه چيزي خوشحالتون مي كنه، با كسي ارتباط برقرار نكنيد
اگه
رابطه شما به خاطر اينكه مردتان آن طور كه لياقتش رو داريد با شما رفتار
نمي كنه به اتمام رسيد، هيچوقت سعي نكنيد كه ارتباط رو به صورت دو دوست
معمولي ادامه بديد.
پاگير كسي كه مطمئنيد شما رو به حالت تعليق نگه داشته، نشيد
هيچوقت
به خاطر اينكه فكر مي كنيد گذر زمان ممكنه اوضاع رو بهتر كنه، تو يه رابطه
نمونيد. ممكنه حتي يه سال بعد از خودتون دلگير شيد كه چرا وقت گذاشتيد و
اوضاع عوض نشده
از مرداني كه پيش از ازدواج با شما، خواستار رابطه جنسي هستند، دوري
كنيد.
واسه رفتاري كه با شما
دارند، مرز بگذاريد.اصولاً مردها بدون تعريف مرز، پا رو فراتر از اونچه
بايد مي گذارند.
هيچوقت همه
چيز رو به مردها نگيد،اونا بعدها اين اعترافات رو به ضرر و ضد خود شما به
كار مي برند.
اگه در رفتار
مردي تغيير ايجاد شد، اين شما نيستيد كه اونو تغيير داديد، تغيير از درون
با گذشت زمان و بالا رفتن سن در اونها ايجاد ميشه
او يك مرد است، نه بيشتر و نه كمتر (اين رو فراموش نكنيد)
اجازه ندهيد كه مردي هويت و
وجود شما رو توصيف كنه
هيچوقت
مرد كس ديگري را حتي قرض نگيريد، او كه به ديگري خيانت كرده به شما نيز
خيانت خواهد كرد. مردها تا هميشه دلباخته كسي هستند كه عشق را به آنها ياد
داده است، پس تظاهر به علاقه به شما، فقط هوسي زود گذر است.
مردها طوري با شما رفتار مي كنند كه خودتان به آنها اجازه مي دهيد!!
همه مردها بد نيستند!
هر
مصالحه اي دو جانبه است! اين را فراموش نكنيد. نبايد انعطاف فقط از جانب
شما باشد. نه گفتن را ياد بگيريد.
شما
مي توانيد بارها دل ببنيديد اگر فراموش نكنيد كه بين از دست رفتن يك رابطه
و شروع يك رابطه جديد، به زمان براي فراموش كردن رابطه قديم نياز
داريد.زماني براي ترميم و التيام. تا فراموش كردن مسائل قبليتان به رابطه
جديد فكر نكنيد. مقايسه دو فرد شما را در فراموش كردن رابطه قبل سست مي
كند. (دل دادگي شما به فرد قبلي و عدم علاقه قلبي به فرد جديد، از شما
داوري بي عدل مي سازد)
هيچوقت
دنبال كسي نباشيد كه مكمل شما باشه يك رابطه از دو فرد كـــامل تشكيل مي
شه، دنبال اوني باشيد كه مشابه شماست
شروع رابطه و قرار
ملاقات با اشخاص مختلف واسه يافتن بهترين، خوبه. نيازي نيست كه با هر كس دوست مي شيد به فكر ازدواج با اون بيوفتيد.
كاري
كنيد كه بعضي وقتا دلش واستون تنگ شه، هميشه در دسترس بودن و تماس برقرار
كردن رو فراموش كنيد
هيچوقت به
مردي كه همه آن چيزيهايي كه از رابطه مي خواهيد به شما نمي ده، به طور
كامل متعهد نشيد.
اين مطالب رو
واسه بقيه خانمها مطرح كنيد. با اين كار لبخند بر لبان بعضي مي آوريد،
بعضي را در مورد انتخابشان به فكر مي اندازيد و خيلي ها را آماده مي
كنيد
مردهای عقل کامل همین هستند !!!!
ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت.
باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند.
زن
گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و
همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.
من
طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه مردان سخت به
هیجان آمدند و شروع به کف زدن
کردن![]()
![]()
در این راه طولانی كه ما بیخبریم
و چون باد میگذرد
بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند
خواهش میكنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقهمان یكی و رویاهامان یكی.
همسفر بودن و همهدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
نادر ابراهیمی![]()
| قالب جدید وبلاگ قالب بلاگفا |

